مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

147

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

و گوييم كه « معارضه عبارت است از استوار كردن آنچه خصم از مذهب تو آهنگ تباه كردن آن را دارد از رهگذر همانندى از مذهب او . » و معنى معارضه و مقابله يكسان است و همانند . و چون بر خلاف مذهب خصم واقع شود ، ساقط و تباه خواهد بود . و گروهى اين باب را انكار كرده و باطل دانسته‌اند . و پنداشته‌اند كه اين كار از حدّ پرسش و پاسخ بيرون است و مخالفان ايشان پاسخ داده‌اند كه اين ، گونه‌اى از پرسش است و چيزى بر سرى . و چنين استدلال كرده‌اند كه شخص معارض ، مجيب است و پاسخ دهنده ، يا روياروى مناقض خويش و اگر روا باشد كه شخص « معارض له » از پاسخ گفتن به آنچه در آن به معارضه پرداخته است باز ايستد ، روا خواهد بود كه شخص مسئول نيز از پاسخ باز ايستد ، چرا كه پرسنده مستجير ( زنهار خواه ) است و معارض مجير ( رهاننده و زنهار دهنده ) آنها كه معارضه را درست دانسته‌اند ، آن را به چهار منزل ، تقسيم كرده‌اند كه سه منزل از آنها درست است و يكى باطل ، و عبارتند از : [ 1 ] معارضهء پرسش به پرسش ، مانند اينكه از مردى پرسيده شود كه « دربارهء فلان امر چه مىگويى ؟ » و او همين سخن را تكرار كند و بگويد : « تو خود در اين باره چه مىگويى ؟ » و اين [ باطل است [ 1 ] ] زيرا در آن هيچ پاسخى نسبت به آنچه پرسيده شده است وجود ندارد . [ 2 ] نوع دوم ، معارضهء دعوى به دعوى است ، چنان كه گوينده‌اى بگويد : « جهان قديم است » و خصم در برابر او بگويد : « فرق ميان تو و آن كس كه آن را محدث مىداند چيست ؟ » در اينجا بر مدعى قدم جهان ، فرض است كه اقامهء برهان كند و تفاوت ميان دو دعوى را آشكار سازد . هر گاه سخن كسى كه قايل به محدث بودن جهان است باطل شد ، دعوى او ، خود ، در باب قدم جهان ثابت شده است . زيرا وقتى كه چيزى صحتش ثابت شد ، تباهى غير ( ضد ) آن نيز ثابت شده است . [ 3 ] سه ديگر معارضهء علت به علت است ، مانند سخن مرد يكتاپرست به آن كه قايل به تجسيم خداوند است : چون بگويى كه خداى تعالى جسم است ( چرا كه تو فاعلى جز جسم نمىتوانى تعقل كنى ) ، پس چرا نمىگويى كه بارى تعالى مركّب است و داراى اجزا ، زيرا تو هرگز جسمى ، جز به گونهء مركب و داراى اجزاء نديده‌اى ؟ [ 4 ] چهارم معارضهء دليل به دليل است و آن چنان است كه گفته شود : « هر گاه دليل تو چنين و چنان است ، پس فرق ميان تو و آن كس كه معتقد است دليل اين موضوع ،

--> [ 1 ] به قرينهء مقام افزوده شد ، عبارت افتادگى دارد .